‏نمایش پست‌ها با برچسب آشنایی کلی با سبک فلامنکو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آشنایی کلی با سبک فلامنکو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۶/۱۱/۹

ریشه یابی لغت فلامنکو

در فرهنگ لغات آكادمي زبان اسپانيايي رئال Real Academia) Español de la Lunga ) معاني متفاوتي براي لغت فلامنكو ارايه شده است كه از بين آنها ، برخي كه سنخيت بيشتري با بحث ما دارند را براي شما انتخاب كرده ايم .
در يكي از اين تعاريف آمده است : فلامنكو ، يك روش فرهنگي_اجتماعيِ بيان احساسات در ميان كولي هاست كه ريشه هاي عميقي در ناحية اَندلُس(Andalusia) براي آن يافت مي شود .

در جايي ديگر ، لغت فلامنكو را نشانگر يك شاخة قومي يا نژادي مي انگارد و به مردمي اطلاق مي كند كه منسوب به سرزمين فلاندر هستند . علاوه بر فرهنگ لغاتي كه ذكر كرديم ، در فرهنگ لغات صرفي اسپانيايي وكاستيلي ريشة لغت فلامنكو را منسوب به فلامينگ (Flaming) مي دانند كه در زبان هلندي به معني (چيزي يا كسي آمده از سرزمين فلاندر در آلمان ) مي باشد . علّت انتساب لغت فلامنكو به فلامينگ ، به معني (شخصي از اهالي فلاندر ) ،ريشه در تاريخ آن ناحيه دارد .
ايشان مردمي بودند از نژاد مردم شمال اروپا به نام نورديك(Nordic) كه رنگ رخسارشان گلگون بود ؛ بر خلاف مردم اروپاي جنوبي معروف به نژاد لاتين كه پوست تيره و موي مشكي دارند و به خصوص از لحاظ رنگ پوست تفاوت فاحشي بين اين دو نژاد ديده مي شود . از جانب ديگر ، استفاده از لغت فلامينگ براي ناميدن مردمي با پوست گلگون ، مي تواند اشاره به پرنده اي به نام فلامينگو(Flamingo) باشد . اين پرنده منقار بزرگي دارد كه به طرز عجيبي خميدگي دارد . با گردن و پاهايي بلند و ظريف ، پرهاي سفيدي گردن و سينه و شكمش را پوشانيده ، در حالي كه سر و قسمت تحتاني بدنش به رنگ صورتي تا قرمز تند است . از آنجا كه در قرن شانزدهم و اوايل قرن هفدهم ميلادي ، سرزمين فلاندر زير سلطة اسپانيا بود ، مردم اسپانيا اهالي فلاندر را به دليل وضع پوشش و رنگ پوست شان به گونه اي تحقير آميز به فلامينگو تشبيه مي كردند .

در اواسط قرن هفدهم ميلادي ، فلاندري ها قيام كردند و به دنبال جنگ هايي خونين ، استقلال خود را به دست آوردند و كشور هلند كنوني را بنا نهادند . در طي اين جنگ ها ، بسياري از اسناد و مدارك ارزشمند تاريخي در مورد فلاندري هاي ساكن اسپانيا از دست رفته و نابود شدند . خصومت حكومت اسپانيا با مردم فلاندر در آن دوران باعث شده بود تا با قلب واقعيات و به دروغ ، ايشان را به صورت مردمي ياغي و لايق تنفر به جامعة اسپانيا بشناساند ؛ مردمي كه حتي روش زندگي كردن شان نيز ناخوشايند و اشمئزازبرانگيز است .
اين طرز فكر و تبليغات منفي عليه فلاندري ها به صورت قسمتي از فرهنگ مردم اسپانيا درآمد ، به طوري كه در فرهنگ اسپانيايي ، هر فرد ، گروه و يا قوم منفوري را به فلاندر منسوب مي كردند. از آنجا كه كولي ها نيز از نظر شهروندان اسپانيايي زندگي مرموز و غيرمتعارفي داشتند كه باب سليقة جامعة اسپانيا نبود ، لقب تغيير شكل يافتة فلامنكو را به ايشان و شيوة آوازخواني اندلسي _ كه محل عمدة زندگي كولي ها بود _ دادند .

در سير تحول و تكامل لغت فلامنكو ، عوامل و اتفاقات ديگري نيز منشأ اثر بودند . در زمان پادشاهي چارلز اول (1556-1519 ميلادي) تعداد كثيري از كولي ها در خط سيرشان در اروپا وارد كشور اسپانيا شدند و چون ورودشان به اسپانيا از نواحي شمالي و سرزمين ژرمن ها و فلاندر بود ، به اشتباه ايشان را فلِميش(Flemish) ناميدند . البته حدسيات ديگري نيز در مورد لغت هلندي فلامينگ به عنوان ريشة لغت فلامنكو موجود است كه با مطالب بالا تفاوت دارد .
در يكي از اين فرضيات ريشه يابي لغت فلامنكو باز مي گردد به قرن شانزدهم ميلادي ، هنگامي كه تعدادي خوانندة فلاندري در دربار چارلز پنجم به خدمت گرفته شدند . بدين ترتيب لغت فلِميش پس از تغييراتي در ميان مردم اندلس رواج يافت و به هر خنياگري اطلاق شد . كولي ها در همان دوره نيز اغلب به خوانندگي و نوازندگي و دوره گردي مي پرداختند و موسيقي و رقص و آواز در كلية جشن ها و مراسم وحتي زندگي روزمره شان جايگاهي ويژه داشت . به همين دليل شهروندان اسپانيايي ، لغت تغيير يافتة فلِميش را كه به صورت فلامنكو درآمده بود ، به طور اعم كلمه به كلية فعاليت هاي اين قوم اطلاق نمودند كه به عبارت ديگر نمايانگر فرهنگ كولي ها بود .

فرضية ديگري نيز وجود دارد مبني بر اينكه در طي جنگ هاي استقلال هلند ، تعداد زيادي از كولي هاي اسپانيا در هنگ هاي پياده نظام ارتش فلاندر به صورت سربازان مزدور به خدمت گرفته شدند . ايشان پس از بازگشت پيروزمندانه از جنگ ، به عنوان پاداش اجازه يافتند تا آداب و رسوم و شغل سنتي شان را در هر جايي كه بودند ، اجرا و اِعمال كنند ؛ بر خلاف قوانين جاري كشور كه مردم محلي اجازة رفتار آييني و برگزاري مراسم بر اساس آداب و سنن شان را نداشتند .

ريشه هاي ديگر لغت فلامنكو

به عقيدة برخي ديگر از محققين ، ريشة كلمة فلامنكو از لحاظ علم زبان شناسي ، در زبان عربي است . بر اساس مطالعات ايشان ، لغت فلامنكو در حقيقت تركيبي از دو لغت «فلّاح» به معني دهقان و برزگر و «مِنكو» به معني رانده شده ، بي خانمان ، تبعيد شده و بي سرزمين مي باشد . اين تعبير بحث هاي زيادي را پيرامون خود به وجود آورده ، ولي استحكام و اعتبار لازم را ندارد . ممكن است كه در زبان عربي يكي از معاني دقيق تر كلمة «فلّاح» ، كشاورز يا زارع باشد ولي مفهوم تبعيد شده يا رانده شده به زبان عربي كلمة «منفي» است نه «مِنكو» . به هر حال نكتة مبهم ديگر اين است كه چگونه لغتي با ريشة عربي پس از حدود سه قرن نهفتگي ، كه از خاتمة استيلاي اعراب بر ناحية اندلس مي گذشت ، سربرآورده و خود را نمايانده است .

در جايي ديگر محققين ريشة لغت فلامنكو را مغربي (Moorish) مي دانند كه همان كشور مراكش فعلي در شمال آفريقاست . به نظر ايشان فلامنكو به مورهايي گفته مي شد كه پس از غلبة مجدد مسيحيان بر جنوب اسپانيا ، در آنجا ماندند و با پذيرش دين مسيحيت تحت سلطة فاتحين به زندگي ادامه دادند . اين محققين نيز صحت انتساب لغت فلامنكو را به تركيب عربي «فَلّاح مِنكو» تأييد مي كنند . پس از شكست اعراب از مسيحيان كاتوليك در سال 1492 ميلادي ، مورهاي ساكن اسپانيا تحت تعقيب قرار گرفتند و به ناچار به زندگي پنهاني و فرار از قانون روي آوردند . بدين ترتيب بهترين راه براي ايشان پناهنده شدن به ميان كولي ها بود كه خودشان نيز درماندگاني همدرد ايشان بودند . مقارن اين اتفاقات ، فلامنكو شروع به شكل گيري و تكامل نمود .

فرضية ديگري نيز وجود دارد كه ريشة لغت فلامنكو را در خصوصيات رفتاري و شخصيتي كولي ها مي داند . كولي ها در برخورد با بيگانگان و غيركولي ها كم حرف ، تودار ، عميق و مرموز بودند . اتخاذ چنين سياست محتاطانه اي در برخورد با بيگانگاني كه هميشه ايشان را از خود رانده و باعث دردسرشان شده بودند ، ظاهري پرتكبر و نخوت آميز برايشان به وجود آورده بود . در عين اينكه حالاتشان بسيار موزون و باوقار بود ، وجود طبيعت سرزنده و احساسات تند خالص در ايشان ، تصويري از يك شعلة آتش (Flame) را به ذهن متبادر مي كرد (ريشة لغت Flame در زبان لاتين ، Fllamallama مي باشد).

آواز های فلامنکو

يك هنر منحصر به فرد و عميق است كه ريشه در مردم دارد و هنوز هم سنت و اصالتش را حفظ كرده . از ناحية اندلس در جنوب اسپانيا ظهور كرد ، در دورانهايي متفاوت زنده ماند و مرزها و مليتها را درنورديد . با اينكه توسط انواع و اقسام موسيقي ها و فرهنگهاي متفاوت احاطه شده بود ، ولي بدون از دست دادن ويژگيها و اصالت اش ، با استفاده از بداهه پردازي و بيان احساسات خود جوش ، در هر دوره به ارائه هنر زندگي كردن پرداخت . آواز ، رقص و نواي گيتار در هم آميختند و ريتمهاي شورانگيز جنوب اسپانيارا عرضه كردند .

كوليها مي گويند : « فلامنكو در خون كولي است . »
ولي شاعر و نويسندة شهير اسپانيا ، فدريكوگارسيا لوركا Federico Garcia Lorca ) ، فلامنكو را يكي از بزرگترين ابداعات مردم اسپانيا مي دانست .

ويژگي اصلي فلامنكو ، استفادة عمده از صدا به روشي كاملاً حسي و دروني است . اشعار سوزناك و نواهاي عميق فلامنكو بوضوح درد مردم كولي را فرياد مي كند بطوري كه وقتي شخصي ، حتي براي اولين بار ، با درك صحيح و عميق مفاهيم فلامنكو ، به يك آواز اصيل گوش فرا دهد ، احساساتش به غليان مي آيد و پيام اين هنر به قلبش مي رسد . اين كيفيت راز آلود و مسحور كننده كه باعث پديد آمدن چنان حس زيبا و عميقي مي شود را دوئنده( Duende ) مي گويند .دليل اينكه به فلامنكو نام هنر عميق يا آرته حوندو ) Arte Jondo ( را داده اند ، اين است كه بيانش تا عمق جان آدمي نفوذ مي كند .

برخي آن را هنر كوليها يا آرته جيناتو ( Arte Gitano ) نيز مي نامند كه بدليل تاثير بسزاي اين مردم در خلق و توسعه و تكامل فلامنكو مي باشد .

كوليها در انتهاي سفرشان از هند و پاكستان ، به ناحيه اندلس در جنوب اسپانيا رسيدند و استقرار يافتند . علاوه بر تاثير هنديان و عبريان ، اعراب نيز سهم بسزايي در شكل گيري فرم و مضامين آوازهاي فلامنكوي امروزي داشته اند ، كه چندان هم دور از ذهن نيست . زيرا اعراب در حدود هفت قرن بر اسپانيا حكومت راندند .

فلامنكو با فرم امروزي اش تقريباً از حدود 200 سال پيش شكل گرفتن آغاز كرد . وضعيت فلامنكو ريشه در آواز سنتي دارد . به همين دليل خوانندگان فلامنكو در ارائة اين روند جايگاه ويژه اي دارند . در ابتـدا گيـتار فلامـنكو فقـط نقـش همــراهي با هنــرمندان رقاص و خواننده را داشت .

نوازنــدگان بزرگي همچون سابيكاس( Sabicas ) ، نينيو ريكاردو ( Niño Ricardo، رامون مونتويا Ramon Montoya (، پاكو دِ لوسيا Paco de lucia و بسياري ديگر در طي ساليان ، تك نوازي گيتار فلامنكو بصورت يك هنر جداگانه ، از مكان والايي برخوردار شده است .

مدتي است كه برخي از متخصصين فلامنكو ، مخالفت خود را با نوآوري در فلامنكو و آميزش اين هنر با انواع ديگر موسيقي از قبيل جاز و راك و بلوز و پاپ ، شدت بخشيده اند . در دنياي امروز تنوع طلبي و استقبال اكثر جوانان از نوآوري و ايجاد تغيير و بدعت در سبكهاي هنري بسيار بديهي و معمول شده است . البته بايد آموزش كافي و شناخت درست و عميق وجود داشته باشد تا هنرمندان پيشرو دچار انحراف و ابتذال نشوند و اصالت فلامنكو را مخدوش ننمايند .

در فلامنكو آوازها را بر دو مبنا تقسيم بندي مي كنند . يك سري از آوازها را براساس منشاء پيدايش آنها نام مي نهند . مانند فاندانگوس دِ اوئِلوا( Fandangos de Huelva ) يا آلِگرياس دِ كاديز( Alegrias de Cadiz ) . ولي تقسيم بندي جامع تري وجود دارد كه آوازهاي فلامنكو را به سه دستة كلي تقسيم مي كند :
1- آواز اصلي يا كانته گرانده Cante Grande
شامل آوازهاي عميق و جدي و بسيار قديمي است كه دستگاههاي اصلي و پايه اي فلامنكو را تشكيل مي دهند،مانند سوِلئارس( Soleares ) ، سِگيريّاس( Seguiriyas ) ، آلِگرياس( Alegrias ) و …
2- آواز مياني يا كانته اينترمديو Cante Intermedio
آوازهايي با اهميت و جديت كمتر نسبت به نوع گرانده كه در ميانه راه گرانـده و چيـكو واقعند ، مانند فاندانگوس Fandangos
3- آواز كوچك يا كانته چيكو Cante Chico
آوازهاي سطحي و شادمانه و اغلب طنز آميز كه جهت جشنها و ميهمانيها استفاده مي شود . مانند رومبا( Rumba ) و تانگيّو( Tanguillo ) . اين آوازهـا از لحاظ جديت و عمق و محتواي اشعار ، از اهميت كمتري نسبت به دو نوع ديگر برخوردارند.

نكته اي در اينجا وجود دارد و آن اين است كه دستگاههايي كه شامل آوازهاي جدي ، عميق ، حزين و دردناك هستند و ناله و اشك مردمي ستم كشيده را بيان مي كنند ، در گروهي بنام آوازهاي عميق يا كانته حوندو) ( Cante Jondoقرار مي گيرند . كانته حوندو را در گروه گرانده و اينتــر مديو مــي توان يافت . آواز يا كانته ) El Cante (بقدري مهم است كه به عنوان سرچشمة همه چيز فلامنكو آن را مي شناسند ، بطوريكه نوازندگــي گيتار ( El Toque ) و رقــص ( El Bile ) نيز از آن تأثيـر مـي پذيرند .

رقص فلامنكو بسيار شبيه به رقص طبيعي شرقي است و بدين ترتيب با ديگر فرمهاي رقص اروپايي از بنيان تفاوت دارد . الگوهاي ريتميك پيچيده تحت تأثير تكنيكهاي رقص پاي هدفمند خلق مي شوند . به منظور ايجاد صداي مؤثر و رسا ، رقاص فلامنكو كفش ها يا چكمه هاي خاصي را به پا كرده ، با استفاده از پاشنه و كف كفش ، صداهاي مناسب را توليد مي كند . بانوان پيراهنهاي بلندي مي پوشند كه غالباً بسيار چين دار است و ساعتها به تمرين حركات موجي و لطيف دستها و بازوانشان ، هماهنگ با حركات موزون پا و كمر و تنه ، مي پردازند .
قسمت بالاي تنه بر وقار و حالت كلي اندام تـاكيد دارد . در بيشـتر سبكــهاي جـدي فلامنـكو ، شاهـد آزاد شـدن و فرياد بغض فرو خــورده اي ( el dolor en la garaganta ) هستيم كه ناشي از سالها تحمل رنج و محنت مي باشد و اغلب با شكايت و ناراحتي از پديدة مرگ همراه است (خصوصاً در سگيرياس) .

رقاصان مي توانند با حركاتشان ، همراه با رعايت دقيق زمان بندي آواز ، حس آواز را منتقل كنند ، اما نمي توانند به هيچ ترتيبي و با هيچ حركتي ، معناي اشعار را برسانند .

شايد بهترين راه براي نزديكـي بيشتـر و درك بهتـر آواز و روح فلامنـكو ، رفتـن به تابلائـو ( Tablao ) ، نمايش هاي فلامنكو ، باشگاههاي فلامنكو ( Peñas ) يا يكي از جشنهاي بيشماري باشد كه در طول تابستان برگزار مي شود

ریشه های فلامنکو 2

يكي از قديمي ترين و اولين مدارك مستند موجود در مورد ريشة كوليها در شاهنامه فردوسي (قرن چهارم هجري، معادل دهم ميلادي) آمده است .
البته بايد توجه داشت كه تا قرن دهم ميـلادي كولـيها را بـه نامهاي ديگري از قبيل زُت ( Zott )، جـات ( Jat ) ، لـوري( Luri ) ، نـوري ( Nuri )، دام ( Dom ) ، سينتي ( Sinti ) ، دوماراي ( Domarai )و آتِنگاني( Athengani ) مي ناميدند

در داستاني از شاهنامه آمده است كه شنگول شاه ، سلطان هندوستان در حوالي سالهاي 420 هـ . ق . ، مقارن بهرام گور پنجم ، پادشاه ساساني در ايران بود . شنگول شاه براساس تقاضاي بهرام ، دوازده هزار نوازندة لوري را به ايران فرستاد تا براي مردم سخـت كوش و رنج كشيدة اين سامـان ، شادي و نشاط را به ارمغان آورند و با نواهاي سحرانگيز خود ، گرد اندوه و بدبختي را از زندگي شان بروبند . بهرام شاه براي گذراندن زندگي و آسايش لوري ها ، اسباب زراعت و كشاورزي را فراهم كرد .
ولي طرح وي از ابتدا با شكست مواجه شد . چون لوري ها مردمي تنبل و بيكاره بودند كه تن به سختي و كار و زراعت نمي دادند . شاه هم ايشان را به روم تبعيد كرد و از حمايتشان دست برداشت تا به سختي روزگار بگذرانند . بدين ترتيب لوريها به گدايي و دزدي و قاچاق روي آوردند

به روايتي ديگر ، در حدود پنجاه سال پس از اين واقعه نيز مردم ديگري در ايران وجود داشتند كه زُت ناميده مي شدند . ايشان كوليهايي هندي تبار بودند كه از ثابت ماندن و كشاورزي كردن متنفر بودند و به جاي خــاصي تعلق خــاطر نداشتنـد . با نوازنـدگي و دوره گـردي روزگـار مـي گذرانيدند و برخي از ايشان نيز به گدايي و دله دزدي ارتكاب مي كردند و زندگي شان حالت چادرنشيني و بدويت داشت
آنچه كه گفته شد ، عليرغم اينكه از ميان افسانه ها و داستانها پيدا شده ولي نكات ريزي است كه بصورت واقعيت هاي تاريخي در بين رويدادهاي غير واقعي و داستانسرايي ها ، قابل استخراج مي باشد . ضمن اينكه اگر به شواهد و دلايل مبتني بر تحقيقات زبان شناسي رجوع كنيم ، مي بينيم كه دستور زبان و فرهنگ لغات كوليها ، شباهت زيادي به زبانهايي مثل كشميري ، هندي ،گََُجُراتي ، هراتي و نپالي دارد كه همه ، ريشة شان در زبان سانسكريت است

بدين ترتيب ، براساس روايات گوناگون مهم ترين كوچ كوليها در حدود قرن نهم ميلادي با رفتن حدود ده هزار لوري از هندوستان به ايران انجام شد . اين مهاجرت با سفرشان به فراسوي شبه جزيره بالكان در اروپا در حدود سالهاي قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادي ادامه يافت . اولين باري كه در اسپانيا وجودكوليها به ثبت رسيده در سال 1425 م. در شهر ساراگوسا ( Zaragoza ) مركز ايالت آراگون ( Aragon )است و اولين جايي كه ايشان جهت اقامت انتخاب كردند در سال 1447 م . در اطراف بارسلون (Barcelona ) ( دركاتالونيا ) گزارش شده است

كوليها به هر كجا كه مي خواستند سفر مي كردند و با دليل يا بي دليل در برخي جاها مي ماندند كه در بيشتر مواقع واقعاً دليل خاصي براي انتخاب يك منطقه وجود نداشت . شايد يكي از دلايل عمده و هميشگي ايشان در آوارگي و خانه به دوشي ، عدم وجود تأمين جاني و آرامش خيال براي زيستن در نقاط مختلف اروپا بود . دليل اين مدعا ، سختگيريها و تنبيهاتي است كه توسط حاكمين و پادشاهان كشورهاي مختلف در مورد كوليها وضع مي شد و آنان را از حداقل امتيازات اجتماعي و حتي انساني ، محروم مي كردند .
گوشهاي زنان و بچه هاي ايشان را مي بريدند و مردانشان را به بردگي مي بردند و به بهانه هاي واهي (و گاهي هم بي بهانه) ايشان را مي كشتند . كوليها بطور سنتي به كف بيني و فال گيري ، دست فروشي و دوره گردي ، خوانندگي و نوازندگي و رقاصي مي پرداختند تا اموراتشان را بگذرانند . شايد وجود برخي صفات نامطلوب از قبيل دزدي و قاچاق و تكدي و قتل و فحشاء در گروهي از ايشان ، انعكاسي از مظالم و محدوديتهايي باشد كه توسط محيط به ايشان تحميل شد . تقريباً تمامي كوليهاي اندلس در روزگاران قديم ، فقط روزشان را مي گذارنيدند

آوازهاي فلامنكو ، منعكس كنندة قرن ها رنج و ستمي است كه بر كوليها روا داشته شده . شايد با دانستن اين پيشينه بتوانيم درك كنيم كه چرا برخي از آوازهاي ايشان بدين گونه حزن انگيز و سرشار از فريادهاي بغض آلود و دردناك است

۱۳۸۶/۱۱/۸

ريشه هاي فلامنكو 1

فلامنكوي اوليه،همانطور كه انتظار مي رود، با فلامنكويي كه ما مي شناسيم ، تفاوتهاي بسيار دارد . شروع شكل گيري هنري بنام فلامنكو را به سالهاي بين قرن هشتم تا پانزدهم ميلادي نسبت مي دهند . در اين دوره در جنوب اسپانيا در ناحيه اي بنام َاندَلُس (Andalusia) هنري خلق شد كه امروزه ما بنام فلامنكو مي شناسيم و جزء فرهنگ مردم آن منطقه محسوب مي شود .
اين هنر ساختار پيچيده و عميقي دارد كه ناشي از تركيب اجزاي فرهنگي گوناگوني است . تا قرن هشتم ميلادي در كليساهاي بيزانسي كوردوبا ، موسيقي و سرود يوناني با سيستم گرِگوريان (Gregorian System) وجود داشت . در حدود قرن نهم ميلادي زرياب (Zyryab) كه موسيقيدان ايراني بود و در دربار خليفه عباسي در بغداد به سر مي برد ، به كوردوبا (Cordoba) رفت . در آنجا يك مدرسة موسيقي تأسيس كرد و در رواج و توسعة موسيقي در اين ناحيه تأثيري مهم ، بلكه مهمترين تأثير را داشت

بهرحال اصول علمي موسيقي و رگه هايي از فرهنگ شرقي و اسلامي از حدود قرن هشتم ميلادي تا قرن پانزدهم ميلادي ، يعني حدود هفتصد سال كه مسلمانان بر اسپانيا و پرتغال مسلط بودند ، با موسيقي و فرهنگ اندلس آميخته شد و آن را دگرگون نمود . بطوريكه حتي پس از فتح مجدد اين مناطق توسط فرديناند و ايزابلا ( Ferdinand and Isabella ) در سال 1492 ميلادي و رانده شدن مورها (Moors) از اين سرزمينها ، اين تاثيرات حتي تا امروز نيز ديده مي شود . اين وضعيت چندان عجيب نيست ، زيرا در زمان تسلط اعراب و مسلمانان بركوردوبا ، اين شهر مركز علمي و فرهنگي و هنري و سياسي در غرب بود

از جانب ديگر در همين دوران يهوديان نيز در اندلس حضور داشتند و با اينكه از لحاظ اجتماعي در حاشيه بودند ، ولي اصول موسيقي و آوازهاي مذهبي غني اي داشتند كه به سهم خود تاثير بسزايي در پرورش و غناي موسيقي اندلس داشت

در اين ميان نمي توان كوليها را ناديده گرفت ، چون مهم ترين نقش را در شكل گيري و توسعه و تداوم هنر فلامنكو داشتند. اين مردم از اهالي نواحي شمال هند و پاكستان بودند كه محل محل اقامتشان را ترك كردند و براي زندگي بهتر به مسافرت پرداختند . جهت حركت اين قوم ، شمالي غربي به سمت شبه جزيرة بالكان در اروپا بود كوليها در اين خط سير در تمام اروپا پخش شدند و هر كشور و ناحيه اي مورد توجه و پسند يك گروه از آنها قرار گرفت عده اي نيز پس از سفر به شمال آفريقا و مصر، به ناحيه اندلس در جنوب اسپانيا رفتند و در آنجا سكني گزيدندالبته براي چنين فرضيه اي هيچ مدرك مستند و قاطعي وجود ندارد .

در فرهنگ لغات كوليهاي اسپانيا هيچ لغتي نيست كه ريشة عربي داشته باشد . مبناي ارائة چنين نظري ، احتمال همراهي كوليها با اعراب هنگام حمله ايشان در قرن هشتم ميلادي به مغرب مي باشد چون هيچ مدرك مستندي جهت شفاف سازي ريشة كوليها وجود نداشت ،كوليهاي مصر مدعي شدند كه از تبار فراعنه هستند . اين افسانه كه در بسياري از آوازهاي ايشان به آن اشاره شده است ، باعث شد تا در زبان انگليسي كوليها را Egyptians يا Gypciansبه معناي مصري و در زبان اسپانيايي قديمي ، جيتانو) Gitano ( كه مختصر شدة همان Egyptian است ، بنامند

فلامنکو چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


برای شناخت و درک عمیق هر سبکی از موسیقی شنونده در مرحله اول می بایستی با مشخصات و عناصر آن سبک آشنا باشد تا بتواند موسیقی مورد نظر خود را از انواع موسیقی متمایز سازد . ما هم در شروع مطالب خود به بررسی مختصری در رابطه با سیک فلامنکو ، عناصر این سبک و... میپردازیم

flamenco فلامنکو

اصل و ریشه این سبک از هند به جنوب اسپانیا بر می گردد بر خلاف بعضی از نظریات اشتباه در نزد مردم عامی در جهان فلامنکو به هیچ عنوان موسیقی افسانه ای نمی باشد بلکه فلامنکو امروز هنری زنده می باشد که از صدها بخش کلی و متفاوت تشکیل شده که هر کدام حال و هوا وملودی خاص خودشان را دارند با وجود اینکه اغلب آمریکایی ها در اروپای شمالی فلامنکو را عمدتا به عنوان نوعی رقص در نظر می گیردند اما باید گفت که فلامنکو از سه عنصر اصلی تشکیل شده که هر کدام مکمل دیگری هستند

عناصر فلامنکو

آواز ( cante ) رقص ( baile ) گیتار ( toque )

در آغاز پیدایش فلامنکو به صورت شفاهی وجود داشت که از گذشته به صورت نسل به نسل منتقل می شد و از هنرمندی به هنرمند دیگری می رسید تاریخ پیدایش فلامنکو به قرن 16 میلادی باز میگردد هنرمندان فلامنکو از قوم ها و فرهنگهای مختلفی بودند که قرنها در اسپانیا زندگی می کردند این قبایل شامل کولی ها ، عرب ، یهود و هنرمندان ساکن در اندلوسیا بودند. فلامنکو طی چند قرن در بین کولی های اندلوسیا شکل گرفت و اکثرا از آن برای بیان ، درد ، فقر و رنج زندگی استفاده می شد . آوازهای فلامنکو حقیقت های زندگی ، دردهای و رنجهای عمومی دنیا را در ذهن مخاطب منعکس می کند . فلامنکو با گذر زمان توانست برای ابراز شادی ها نیز بکار رود و اختراع گیتار نیز در پیشبرد این صنعت همانند پیدایش رقص در اواخر قرن 18 کمک کرد . با وجود اینکه هویت اصلی این هنر ناشناخته است ، آنچه که واضح و مبرهن است این نکته می باشد که این هنر در ساختار اولیه خود تنها به صورت آواز وجود داشته است . با دقت در رقص فلامنکو میتوان به این نکته پی برد که هر کدام از حرکت های دست و پا در این رقص به نوعی واکنش نشان دادن به جمله یا سخنی می باشد که این جملات به احتمال بسیار زیاد همان اشعار فلامنکو می باشند ، حرکات دست ، پا و بازو در رقص فلامنکو نشان بارز یک رقص هنری می باشد که هر کدام آنها بیان گر داستان و افسانه ای می باشند

تاریخ شکل گیری فلامنکو

لغت فلامنکو در زبان مردم اسپانیا به معنای طناب حلقه ای می باشد و احتمال می رود که ریشه آن در قبایل یهود باشد برخی یهودیان که اسپانیا را ترک گفتند و به فلاندرز مهاجرت کردند ، به آنها این اجازه داده شد که آهنگهای مذهبی خود را در آنجا در میان مردم بخوانند. این آهنگ ها به دستور پادشاهان فلامنکو نام گرفت و بعدها به هر کلمه یا موضوعی که مرتبط با آزادی خواهی بود لغت فلامنکو تعلق گرفت در حال حاضر مکتبهای ادبی مختلفی در این زمینه وجود دارند که مدعی این هستند که عربستان تنها کشوری است که فلامنکو در آن ریشه دارد . بر اساس گفته محققان هنرمندان اولیه فلامنکو در سال 1853 که توسط آنتونیو آلوارزcoheccion de cantes flamencos وارد مادرید شدند و در سال 1880 اولین نوشته شد منتشر گردید . درسال 1842 بود که اولین کافه رقصنده ها در سویلا افتتاح شد . در این دوره رقص فلامنکو توانست به نقطه اوج خود برسد و سال ها مورد توجه عموم باشد . نیمه دوم قرن 19 یکی از بزرگترین دوره های اجرای فلامنکو بود . نقش گیتار در این دوره گسترده تر و محبوب تر شد. جنگهای داخلی اسپانیا و اروپا در سال 1940 یک دهه و دوره نا مطلوب برای موسیقی فلامنکو به حساب می آیددر طی سال های1980تا 1990 فلامنکو گرایشی به سمت سبکی بین سنتی ، جز و راک داشت .

گیتار فلامنکو دارای یک صدای شاخص می باشد ، گفته ها و سرنخ های موجود بیانگر این نکته است که اولین سازنده گیتار فلامنکو آنتونیو د تورس بوده است و این گیتار را در سال 1850 ساخته است. خصییه اصلی و مهم گیتار فلامنکو استفاده از چوبهای درخت سرو اسپانیایی برای پشت و کناره های ساز می باشد

فلامنکو در قرن 21

همیشه در گذر زمان تغیرات و تعریفاتی وجود داشتند که آثار هنرمندان هر قرن بر آنها وارد می شد و موسیقی فلامنکو هم مثال کاملی از این نوع تغیرات است و تا به امروز نیز در حال تغیر و تحول بوده است نسل های جدید فلامنکو سبک های جز ( jazz ) و دیگر سبکهای آفریقایی و برزیلی را با فلامنکو مدرن ترکیب کرده اند . فلامنکو یکی از غنی ترین و فوق العاده ترین فرم های موسیقی در جهان است و بر طبق گفته منتقدین فلامنکو اصیل و خالص هیچگاه در صنعت موسیقی و هنر کمرنگ نمیشود